ذبيح الله صفا
379
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
بلبل خوشناله را از روى گل آرام رفت * گرچه از خوشناله بلبل بود هم آرام گل كام گل از مدحت صدر فلك رفعت بكَفت * پس فلك بهر چرا كردست پر زر كام گل صدر دريا دل جمال الدين فرامرز آنكه هست * آسمان با اين بلندى پيش قدرش مانده پست « 1 » ماه نو چون ز آسمان بنمود كژ چو ابروى دلستان بنمود * راست گفتى كه ناچخ سيمين ديلمى در صف از ميان بنمود * يا چو نونى كشيده از بر لوح كودك طفل لوحخوان بنمود * يا بكردار پهلوىِ بطّيخ ناگه از روى طشتخوان بنمود * چرخ ناخن بچيد پندارى يكى از فضلهاى آن بنمود * يا مگر دُنبِ ماهى شيمست بر سر آب از آبدان بنمود * يا مگر جام باده كژ كرده از كنار شمر ستان « 2 » بنمود * نى كه طغراى عيد عالم را كاتب دور رايگان بنمود * غلطم نعل مركب شاهست حلقه در گوش آسمان بنمود * پهلوانزاده شاه ناصر دين كز كرم گنج شايگان بنمود « 3 » گل چو چهره ببوستان بنمود * مشت در پيش دوستان بنمود گفت يعنى بزر تواند ديد * سود آن كش فلك زيان بنمود گل بخنديد و ابر گريان گشت * خنده اين كرد و گريه آن بنمود ابر از آن غصه بر جهان بگريست * گرچه گل خنده بر جهان بنمود باد نوروز در رسيد بلطف * خاك را روضهء جنان بنمود بلبل خسته دل فغان برداشت * راز دل اندر آن فغان بنمود
--> ( 1 ) - اين قصيده داراى سه مطلع است در مدح ناصر الدين محمد بن ابو الخطاب خسرو پادشاهزادهء مكران ( 2 ) - ستان : بر پشت خفته ( 3 ) - مطلع دوم قصيده است